برگزاری مراسم تقدیر از برگزیدگان هفتمین جشنواره کابخوانی رضوی کتابخانه فارابی
مراسم تقدیر از برگزیدگان هفتمین جشنواره کتابخوانی رضوی همزمان با دهه امامت و ولایت روزپنجشنبه ساعت10 (1396/06/16) با حضور جمعی ازمسئولین محترم شهر و اعضای کتابخانه و برگزیدگان جشنواره به همراه خانواده، در کتابخانه عمومی فارابی لیلان برگزار گردید.
دهه ولایت و امامت گرامی باد
نقطه وصل عید قربان وعید غدیر(دهه ولایت) در چیست؟
کاردستی
ساخت کاردستی با حضور اعضای کودک کتابخانه فارابی


معرفی کتاب
ملاقات در شب بارانی
مجموعه دوازده قصه از زندگی امام محمدباقر(ع)
بازنوشته مسلم ناصری
تهران: پیام آزادی،1379
96صفحه
کتاب ملاقات در شب بارانی نوشته مسلم ناصری که در 96 صفحه توسط انتشارات پیام آزادی منتشر گردیده و شامل دوازده قصه از زندگی امام محمدباقر(ع) می باشد که هرکدام از قصه ها در فصل هایی جداگانه نوشته شده و در مقدمه کتاب نیز خلاصه ای کوتاه از زندگی امام محمدباقر(ع) بیان شده است.
عناوین قصه های کتاب شامل موارد زیر می باشد:
- پیک پیامبر
- فرشته ای در بیابان
- ملاقات در شب بارانی
- آرامش بعد از سحر
- پند و پشیمانی
- دانشمندی که خود را به دیوانگی زد
- تک تیرانداز
- فقط برای خدا
- زندگی دوباره
- رسوایی در شبستان مسجد
- نقشه ای که نگرفت
- حیوان صفتان
کتاب حاضر جهت مطالعه و امانت در کتابخانه موجود می باشد.
معرفی کتابخوان ماه شهریور "پوتین های مریم"
زنی با اسلحه دو خشابه!

این کتاب ماجرای اولین مواجهه مریم امجدی با جنگ است. زنی ضعیف و مریض که در مواجهه با جنگ چنان روحیه جنگجو و مردانه و رشکبرانگیزی پیدا میکند که حسادت مردان را برمیانگیزد.
تا نزدیک ظهر باهم بودند. به بچه ها گفت: سری به مسئول بهداری بزنیم تا ببینم پای نامه ام را مهر می زند تا اعتبارش بیشتر شود یا نه؟» بیرون اتاق آمد تا کفشش را بپوشد، دید نیست. هرچه با خواهران گشتند، پیدا نشد که نشد. یک جفت دمپایی پوشید و به دیدن مسئول بهداری رفت تا با او صحبت کند. وقتی قضیه گم شدن کفش هایش را فهمید، گفت: «برو از تعاون سپاه یه جفت کفش بگیر. به خواهران رزمنده تعلق می گیرد». با بچه ها به انبار سپاه رفت تا کفش بگیرد. برادری در انبار را باز کرد. نامه را نشان او داد. گفت: «بفرمایین داخل و هرکفشی به پایتان می خورد بردارین». با خودش فکر کرد کتانی بردارم، اما همه کفش ها پوتین سربازی بودند. به مسئول انبار گفت: «من که نمی تونم پوتین سربازی به پا کنم!» گفت: «چیز دیگه ای نداریم» به ناچار گشت و یک جفت پوتین را که از بقیه کوچک تر بود، برداشت و به پایش کرد؛ سنگین و مردانه بود.
این ماجرای اولین مواجهه مریم امجدی با جنگ است. زنی ضعیف و مریض که در مواجهه با جنگ چنان روحیه جنگجو و مردانه و رشکبرانگیزی پیدا میکند که حسادت مردان را اینطور برمیانگیخت:
به مسجد جامع که رسیدیم، محمد محمدی، یکی از نیروهای مردمی شهر، مرا سوار در جیپ دید. از روز اولی که به مسجد جامع آمدم، محمد مرا مسلح دید. خودش سلاح نداشت و خیلی دوست داشت مسلح شود. به هر ترتیبی بود اسلحه به دست گرفت. هر دفعه مرا می دید، اسلحه بهتری دستم بود. اول ام – یک داشتم. بعد ژ-ث شد. وقتی دید ژ-ث دارم، گفت: « هه ژ-ث، [ژ۳] از کجا گیرآوردی، یکی هم برای من گیر بیار!» گفتم: «بابا مگه نُقل و نباته که یکی هم برای تو گیر بیارم!
آن روز که مرا با جیپ ۱۰۶ دید، یک خشاب دیگری گیر آورده و اسلحه ام را دوخشابه کرده بودم تا اگر خشابی تمام شد، یک خشاب پر آماده داشته باشم. محمد تا مرا دید، با خوشحالی به طرفم آمد و گفت: «خواهر امجدی، ببین، من هم ژ-ث [ژ۳] گیرآوردم!» و اسلحه اش را نشانم داد. ناگهان نگاهش روی ژ-ث [ژ۳]دوخشابة من ثابت ماند و گفت: «چه کار کنم که از تو عقب نمونم». گفتم: «خوبه حالا همین ژ-ث [ژ۳]گیرت اومده» گفت: «خشاب اضافه از کجا گیرآوردی؟ تورا به خدا یه خشاب هم برای من گیر بیار».
روایت حضور مریم امجدی در داستان «پوتینهای مریم» پر از فلاشبک است. فلاشبکهایی که در پایان داستان مریم مریض و ضعیف ابتدای داستان را در کسوت یک جنگجوی تمامعیار به ما معرفی میکند.
مریم در خانوادهای مذهبی و اصالتاً زنجانی که در خرمشهر ساکنند، بزرگ میشود. حاصل ازدواج پدر و مادر مریم، ده فرزند است و مریم دومین آنان. او از ابتدای دوره راهنمایی به اجبار پدر چادری میشود ولی با وجود اینکه همکلاسیها، دوستان و معلمانش بیحجاب بودند، و بعدها که خودش اختیار انتخاب پوشش را داشت، چادر را انتخاب میکند.
آغاز کارهای سیاسی، فرهنگی و انقلابی خانواده مریم با فعالیتهای مخفیانه برادرش علی همراه است و پس از ۱۲ بهمن و ورود امام به ایران، مریم در مدرسه در مقابل تبلیغات گروهک های مختلف میایستد. به نظر میرسد رسالت او از ابتدا جبههگیری و دفاع ـ چه در برابر دشمن عقیده و چه در برابر دشمن وطن ـ تعیین شده است. همزمان با حکم امام بر تشکیل جهاد سازندگی در روستا، مریم به عرصه فعالیتهای جهادی نیز وارد میشود. مریم با رضایت پدر برای امدادگری همراه با گروهی به شلمچه میرود و به قول مادرش گذر زمان، مریمِ ضعیف و مریض را به دختری با روحیه مردانه تبدیل کرد. دختری که از همان ابتدای مواجهه با جنگ به جای ناله کردن برای نداشتن کفش مناسب، پوتین مردانه میپوشد و...
معرفی کتابهای کتابخوان شهریور ماه 96
کتابخوان شهریور ماه 96

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد نهاد کتابخانههای عمومی کشور، چهار کتاب «پوتین های مریم» خاطرات مریم امجدی نوشته فریبا طالش پور، «آسمان چهارم» رمانی درباره غدیر خم نوشته فریبا کلهر، رمان نوجوان «لالایی برای دختر مرده» نوشته حمیدرضا شاه آبادی و «تاریخ مستطاب آمریکا» نوشته دکتر محمدصادق کوشکی برای طرح کتابخوان ویژه شهریور ۱۳۹۶ از سوی نهاد کتابخانه های عمومی کشور معرفی شدند.
طرح کتاب خوان ماه توسط کتابخانه های عمومی با هدف تبیین منویات رهبر معظّم انقلاب برای ارتقای فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در جامعه، دسترسی همگانی به کتاب، لزوم معرفی کتاب های مفید برای پرورش فکری آحاد مختلف مردم جامعه و همچنین ارتقای فضایل اخلاقی و فرهنگ عمومی از طریق مطالعه کتاب های مفید و فاخر، در سطح کشور اجرا می شود.
در طرح کتابخوان ماه، برای هر ماه ۴ عنوان کتاب از بین کتاب های تازه منتشر شده، برای اقشار و سلایق گوناگون مردم و در موضوعات و مناسبتهای متنوع مانند (سبک زندگی ایرانی اسلامی، ازدواج، تربیت فرزند، اخلاق اجتماعی، خانواده، سلامت، کودک و نوجوان، علمی و دینی و...) انتخاب و به منظور ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی و تحقق دیگر اهداف طرح، کتاب ها در قالب ها و روش های مختلف نظیر پوستر، خلاصه نویسی، کتابچه، فلش و کلیپ، معرفی شده و با محوریت آن ۴ کتاب فعالیتهای کتاب محور متنوعی مثل جلسات نقد کتاب، مسابقات کتابخوانی و... انجام میگیرد.
علاقه مندان برای حضور در جلسات نشست کتاب خوان می توانند به نزدیک ترین کتابخانه محل خود مراجعه کنند.